سفر
از 11 شهریور که عمه و پسر عمه بابا جونی آمد خونمون تا 15 شهریور که رفتند ، به زینب جون و همه ی ما خیلی خوش گذشت ، این سه روز جزء خاطرات خوب و به یاد موندنی خانواده ما شد .
توی این سنِ همه حواسشون به زینبِ و همه دوستش دارن و کارهاش برای همه جالبِ و صحبت کردنش شیرین و بامزه است . به خصوص اینکه خیلی دختر اجتماعی هست و زود با همه صمیمی می شه . چه دنیایی قشنگی دارند این بچه ها!
کاش می شد ما هم توی همون بچگی هامون می موندیم و هرگز بزرگ نمی شدیم .
تا فرق گذاشتن ها رو نبینیم،
تا بدی های دیگران یادمون نمونه ،
تا این قدر فکر و خیال نداشته باشیم ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفر
